الملا فتح الله الكاشاني
270
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
يعنى بشومى ظلم و معصيت يهودان بعضى طعامهاى پاك حلال را چون لحوم ماهى و شحوم غنم و بقر و امثال آن بر ايشان حرام گردانيديم يهودان از اين آشفته شده گفتند اينها هميشه محرم بوده است حقتعالى تكذيب اين نموده فرمود كه خوردن همهء طعامها بر يعقوب و اولاد او حلال بود الَّا ما حرّم إسرائيل على نفسه مگر آنچه حرام گردانيد يعقوب بر نفس خود چون لحوم ابل و البان آن و نزد عكرمه هر دو گوشه كبد و كليتين و شحوم بود مگر شحوم ظهور و آن چنان بود كه يعقوب را عرق النساء عارض شد نذر كرد كه اگر خدا مرا شفا دهد هر طعام و شراب كه دوستتر دارم بر خود حرام سازم حقتعالى وى را شفا بخشيد و گوشت شتر و شير او را كه از همهء مطعومات و مشروبات پاكيزه تر بود ( تقربا الى اللَّه و وفاء بنذره ) بر خود حرام ساخت يهودان بمتابعت او از آنها اجتناب نموده گفتند تورية بحرمت اينها حكم كرده است حقتعالى فرمود كه نه چنين است كه ايشان ميگويند بلكه يعقوب اينها را بسبب نذر بر خود حرام كرد * ( مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْراةُ ) * پيش از آنكه فرو فرستاده شود تورية و اگر ايشان هم چنان بر آنكار اصرار نمايند * ( قُلْ ) * بگو بايشان كه * ( فَأْتُوا بِالتَّوْراةِ ) * پس بياريد تورية را * ( فَاتْلُوها ) * پس بخوانيد آن را يعنى آيهء تحريم اين اشيا را از آن تلاوت كنيد * ( إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) * اگر هستيد راستگويان يهود جسارت نكردند بر اخراج تورية جهة آنكه ميدانستند كه پيغمبر ( ص ) درين باب راست ميگويند و ايشان دروغ ميگويند و درين دليلست بر صحت نبوت حضرت رسالت ( ص ) زيرا كه اين اخبار است از غيب چه آن حضرت تورية را نخوانده بود و در مجمع آورده كه در كيفيت تحريم يعقوب اشياء مذكوره را بر خود اختلافست نزد بعضى باجتهاد وى بود و نزد بعضى ديگر به نذر چنان كه گذشت و بعضى ديگر گفتهاند كه آن بنصى بود كه از حق سبحانه برو وارد شد و گويند تحريم او اين اشياء را از قبيل تحريم زهاد بود اشياء ملتذه را بر خود و بنا بر آنكه اجتهاد باشد دلالت نميكند بر جواز اجتهاد پيغمبران در مسائل شرعيه هم چنان كه زعم بعضى است زيرا كه ميتواند بود كه اجتهاد مذكور باذن حقتعالى باشد پس آن در حكم تحريم آن باشد ابتداء القصه چون يهودان از آوردن تورية ابا كردند افتراى ايشان بر خاص و عام روشن شد فَمَنِ افْتَرى پس هر كه افترا كند و بر بندد عَلَى اللَّه الْكَذِبَ بر خدا دروغ را در تحريم و تحليل مِنْ بَعْدِ ذلِكَ از پس آنكه ظاهر شد كه تحريم از اسرائيل بوده نه از ملك جليل فَأُولئِكَ پس آن مفتريان هُمُ الظَّالِمُونَ ايشانند ستمكاران و هيچ ستمى از ترك انصاف و از مكابره با حق بعد از وضوح آن بدتر نيست پس تعريض ميفرمايد بكذب